در این مقطع زمانی که هر کس نسخه ای به زعم خود شفابخش برای ایران و ایرانی صادر می کند و نوعی سرخوردگی و دلزدگی ناشی از برخوردهای امنیتی در بین منتقدین و دگراندیشان ایجاد شده است.حرف زدن از مبارزه ،حضور سبز مردم و تداوم جنبش آزادیخواهی باعث تکدر خاطر جوانان ،عوام و هر آنکس دل در گروی بهبود اوضاع بسته می گردد.
هر بار که سرگذشت خودم و دیگران را در این سی و یک سال بعد از انقلاب مرور می کنم ناخودآگاه بغضی خفته به حنجره و چشمم فشار می آورد.بیاد پدران و نزدیکانی می افتم که با امیدهای بسیار دل به انقلاب و انقلابی گری بستند و در این راه جانفشانی و تحمل ها کردند و انقلاب اسلامی سوار بر توسن احساسات مردم با تمسک به شعارهایی عامه پسند توانست بساط حکومتی خودکامه و دیکتاتور مآب را برچیند.اگر نقبی به گذشته بزنید شور و شعفی که مردم (عوام) در کوران مبارزات داشتن را مرور کنیم ، می بینیم که تمام اقشار در کنار هم بدون تفاخر و تکبر شعار استقلال و ..... این مملکت را سر دادند.بعد از آن هم عده ای به عنوان مجریان این شعار بر اریکه قدرت و حکومت نشستند تا به شعارها و وعده های انقلاب جامه عمل بپوشانند.گذشت ایام و سرگذشت عوام نشان داد که بخش اعظم آن شعارهای وسوسه کننده و زیبا در دالان تاریخ انقلاب به فراموشی سپرده شد و بخشی دیگر نیز تفسیر به رآی گردید.مردمی که علاوه بر درد نان و آب غم برابری و عدالت داشتن متوجه حضور طبقه جدیدی از حکام و مسئولین گردیدند که با سر دادن شعارهای اسلامی و اخلاقی تبدیل به طبقه بورژوایی هستند که در تحت لوای دین و ایدئولوژی به تنها چیزی که عمل نمی کنند دین و اخلاقیات هست.
بارها طی سالهای گذشته در قالب حرکات و تحصنات اجتماعی و سیاسی کوچک و بزرگ به حاکمان تذکر داده شد که چشمان بیدار مردم شما را می بیند و انتظار دارد که به اصلاح امور بپردازید.دانشجویان ،اساتید و روشنفکران جامعه به عنوان پیشگامان و دیده بان عوام به جرم دگراندیشی و مستمسک دین و مذهب مورد شماتت و تخطئه قرار گرفتند.عده زیادی از جوانان و روشنفکران شجاع و مبارز تنها به جرم اندیشه ای مخالف با جریان حاکم زندانی ،تبعید و اعدام گردیدند و مردم شاهد تمام این مسایل بوده و هستند.
چند سال پیش مردی از دل حکومت با حرفهایی زیبا و عامه پسند به عرصه پا گذاشت تا با شعار اصلاحات اجتماعی و سیاسی به ایران و جهان ثابت کند که این حکومت اسلامی که قرار بود نمونه ای عملی از مدینه فاضله موعود اسلامی باشد ظرفیت های بکار نگرفته بسیاری دارد که با اجرای آنان امور اصلاح و در سرزمین امام موعود حرف های مخالف نیز شنیده و بکار گرفته خواهد شد.چه بسیار اشخاص نظیر من که خوش خیال بوده و هستند با شنیدن این حرف ها امیدوار شدن به اصلاح امور.اموری که مجریان آن خود در صدد اصلاح بر آمده بودند.!!!!
چند سال با این خیال خوش صبح و عصر دم کیوسک روزنامه ها و تلویزیون بدنبال اصلاح امور گشتم و گشتیم .هر روز خبری جدید بود از تشدید شرایط مستبدانه قبلی.هر روز سناریویی بود از بدعت و انحطاط در دین رسول آخر از سوی کسانی که تاب و تحمل هیچ انتقادی را نداشته و ندارند.کسانی که سال ها در پای منابر و خطابه ها حرف از حکومت عدل الهی و اسلامی می زدند،کسانی که رساله و کتب بسیار در باب آزادی ،حقوق انسانی و اجتماعی و .... نوشته بودن حالا خود در مقابل سوالات و ابهاماتی که مردم با آنان مواجه شده اند تاب و تحمل هیچ اظهار نظری را نداشته و ندارند.
دیگر بار بگیر و ببند ، باز هم تعدادی از جوانان متفکر،روشنفکر،دانشگاهی و .... دستگیر،زندانی،تبعید،اعدام یا فراری شدند.حکومتی که قرار بود با استناد به ظرفیت های قانونی و دینی خود اصلاح شود متأسفانه جری تر از گذشته سعی در ریشه کن کردن افکار و اندشه های انتقادی نمود.این داستان که نه ، این واقعیت و سناریوی تلخ برای ایران و ایرانی تا بدانجا پیش رفت که بعد از انتخابات اخیر عده زیادی از مردم با روش های مسالمت آمیز در ابتدا سعی کردن انتقاد و اعتراض خود را در قالب مطالبات انتخاباتی به نمایش در آورند.لیکن باز هم حکام نشسته بر سریر قدرت با بدترین نحو ممکن سعی در خاموش و خفه نمودن صدای منتقدان نمایند.کشتند،زندانی کردند،تنبیه و تعزیر کردند و ....
با پیگیری سیر وقایع چند سال گذشته و تحولاتی که طی روز های اخیر در بین منتقدین حکومت می بینم و می خوانم به این جمعبندی رسیده ام :
حکومت اسلامی ایران (نه جمهوری) هیچگونه علاقه و اشتیاقی در اصلاح و بهبود اوضاع سیاسی و اجتماعی نداشته و ندارد.اصولا" هیچ حکومت متکی به ایدئولوژی و مذهب خود را در خطا و معصیت نمی بیند.در ایران نیز امید به اصلاح امور از طریق تغییرات در ساختار ولایت مطلقه فقیه امیدی عبث و بیهوده است.لیکن دلیل اصلی بابت اینکه جریانات انتقادی و اصلاحی در ایران تا کنون منتج به تحصیل آزادی های سیاسی و اجتماعی نگردیده اینست که :
در جریانات اخیر و گذشته بخش اعظم مطالبات مطروحه در قالب شعارها و نقدها از سوی بخش روشنفکر،دانشگاهی،تکنوکرات و .... مطالبه شده است در صورتی که جنبش سبز یا هر حرکت که خواهان اصلاح و تغییر امور کشور هست می بایست به همراهی و همکاری عوام (توده مردم) تجهیز گردد.تا زمانی که مردم(عوام الناس) سطح مطالبات و توقعاتشان با قشر تحصیلکرده و منتقد حکومت فاصله داشته باشد اینگونه حرکات نتیجه لازم را در بر نخواهد داشت.مطابق الگوهای اجتماعی در هرم مازنو با شکل گیری انتظارات و حرکات در پایه هرم هست که نوک هرم به حرکت سر و شکل می بخشد ولی در ایران گویی بر عکس انتظارات و توقعات از بالای هرم به قاعده هرم در حال القاء می باشد.
|
+| نوشته شده توسط
هادی در هشتم اسفند 1388
|