تبليغاتX
زندگی متفکرانه
وبلاگ تحلیل مسایل سیاسی و اجتماعی متفکرین در بردارنده دلمشغولی های یک دوستدار ایران و ایرانی
 باز نوروز ، با ترانه با دردهای فراوان
در میان این همه مطلب برای نوشتن ، نوروز بدلایل بسیار برایم جاذبه ای خاص دارد،شاید یاد کودکی و عیدی پربرکت پدربزرگ و مادربزگ (خدا رحمتشان کند) و هزاران شادی دیگر که الان تنها هاله ای مبهم از آنان در دالان ذهنم باقیمانده است.

لیکن خواستم : ضمن تبریک به هموطنان و دوستانی که هر از گاهی به این سایت هیلتر(ف.ی.ل)شده سر می زنند،یادآوری کنم به رسم همیشگی به یاد افراد تهیدست جامعه،خانواده هایی که نوروز در اطراف خانه آنان مجالی برای خودنمایی پیدا نکرده ،باشیم. به یاد زندانیان سیاسی و خانواده های مهجور آنان و دیگر دردمندان این جامعه محنت زده باشیم.در شادی خود دیگران خصوصا" آنانی که غمی سنگین و جانکاه دارند را شریک کنیم. نوروز تان پیروز ، سال 1391 سالی پر از شادی و شادکامی برای ایران و ایرانی باد. بدرود تا درودی دیگر هادی


برچسب‌ها: نوروز, ایران, زندانیان, نیازمندان, شادی, سال 91
|+| نوشته شده توسط هادی در بیست و ششم اسفند 1390  |
 مدیریت جهانی با رمالی و کف بینی !!!!

در بحبوحه رقابت انتخابات ریاست جمهوری به یاد دارم آقای میرحسین موسوی در سخنرانی خود با صراحت طعنه ای زد به دولت آقای احمدی نژاد با این مضمون:

میرحسین موسوی:دولت من دولت علمی خواهد بود نه دولت کف‌بینی و رمالی

(لینک مشروح سخنان و مطلب :http://musavi1388.mihanblog.com/post/14)

در همان موقع خیلی ها خرده گرفتند که جهت تخریب رقیب خود به حربه ناجوانمردانه ای متوسل شده و بسیاری از طرفداران آن روز آقای احمدی نژاد ایشان را به دروغگویی و تخریب دولت متهم نمودند. کما اینکه تا همین چند روز پیش نیز آقای خامنه ای ولی فقیه منتخب خداوند و رهبر بصیر و مقتدر ایران!!!! علیرغم گزارشات متعددی که به ایشان ارائه می شد زیر بار این مسئله نمی رفتند.در آن مقطع زمانی بسیاری از ذوب شدگان در ولایت مطلقه فقیه جامع الشرایط با طرح مطالب مختلفی سعی نمودند با لوث نمودن موضوع و انحراف اذهان موسوی را به ساده اندیشی و موارد دیگر متهم کنند.برای نمونه موارد ذیل را ملاحظه کنید:

http://amaliat.blogfa.com/8802.aspx

http://basijshahidmozafary.blogfa.com/post-37.aspx

http://bayaranali.persianblog.ir/post/667

و بسیاری دیگر .....

در آن مقطع سخنان روشنگرانه آقای موسوی با روشهای مختلف به استهزاء گرفته شد تا اینکه اخیرا" دوستان سینه چاک دیروز دولت می فرمایند:

مرتضی نبوی(عضو مجمع تشخیص مصلحت): جریان انحرافی از توانایی بالای اجنه بهره می‌برد

-http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=9002116250

مصباح یزدی: دین را نمی‌توان از جن‌گیر آموخت

فدایی: جریان انحرافی اجنه را تسخیر کرده است

هویت مرموزترین چهره تیم احمدی‌نژاد فاش شد

«جن‌گیر» محمود احمدی‌نژاد در بازداشت «سپاه»

http://www.digarban.com/node/979

وقتی این مطالب را کنار هم گذاشتم ، بیشتر به صداقت و بصیرت آقای موسوی پی بردم.شخصی که حدود 2 سال پیش با بیان واقعیت سعی در تحذیر ایران و ایرانی در سپردن مسئولیت کشور به عده ای بی مسئولیت بود . لیکن بسیاری بجای اینکه پند گیرند ، با ناسزا و توهین به شخصیت ایشان سعی در تخطئه و تخریبش داشتند.

اصولا" واگذاری و سپردن مسئولیت اداره کشور به اشخاصی که به جای تفکر و تعقل در اوضاع و احوال کشور ، با شعار و شعارزدگی سعی در پیشبرد اهداف خود دارند ، خطرناک است (توضیح واضحات ) و خطرناک تر اینکه این وظیفه مهم به واسطه تقلب و ساده اندیشی مردم ایران به آنان سپرده شده است.امیدوارم با همت من و توی ایرانی قبل از اینکه خیلی دیر شود و خرابی های به بار آمده کمر اقتصاد و صنعت و معیشت مردم را بیش از پیش بشکند کاری جهت جبران انجام دهیم.

|+| نوشته شده توسط هادی در دوازدهم اردیبهشت 1390  |
 خیزش مردم در خاورمیانه و ایران

بعد از سالها تحمل حکام مستبد و خودرأی ، مدتی است که مردم منطقه و عموما" مسلمانان مستقر در کشورهای عربی فراتر از انتظار در مقابل رهبران دیکتاتور خود قد افراشته اند.فریاد آزادی خواهی و دمکراسی آنان باعث به هم خوردن تمامی معادلات سیاسی و اجتماعی در جهان گردیده است.

مردم کشورهای منطقه بعد از دیدن سالها زجر و تبعیض درخواست تعویض حکومت ها یا تغییر رفتار آنان را دارند.جای بسی تعجب که ما در تمام این سالها فکر می کردیم مردم در اردن،مصر،عراق،بحرین و .... در خوشبختی به سر می برند و از روش و مسلک امرای خود رضایت دارند.ولی با شروع اعتراضات و تداوم آن همگی اذعان داشتند که مردم عرب بسیار جسورانه و شجاعانه در مقابل حکومت های ددمنش خود ایستاده اند.

آنچه در این بین قابل توجه است تداوم اعتراضات در کشورهای عربی و پراکندگی اعتراضات در ایران.مردم مصر از ابتدای اعتراضات به جزء چند روز تمام مدت در میدان التحریر بست نشستند تا حق خود را از حکومت بازستانند.ولی مردم ایران و عموما" جوانان به جای پیگیری مطالبات و استقامت بر مواضع خود در دنیای سایبر و مجازی به شعارگویی و درافشانی مشغولند.


|+| نوشته شده توسط هادی در پانزدهم اسفند 1389  |
 اصلاح طلبان حکومتی یا فراموش شدگان

آنچه دستاویز نوشتن این مطلب شد ، خبری بود حاکی از مصاحبه آقای مهدی کروبی با نشریه نیویورکر (لینک منبع مصاحبه در زیر آورده شده است)

http://www.roshangari.net/as/ds.cgi?art=20101016010130.html

این مصاحبه فرازهای مختلفی داشت ولی یکی از جالب ترین بخش های آن اظهار بی اطلاعی آقای کروبی از اعدام های به وقوع پیوسته در سال 1367 با مجوز شرعی آقای خمینی است.

آقایان کروبی و دوستانش بنا بر ادعای خودشان از پیشقراولان آغاز و استقرار جمهوری اسلامی بوده اند و به واسطه قرابتی که با آقای خمینی داشتند از همان ابتدای انقلاب در مصدر پست های مهم حکومتی قرار داشته اند.این حضرات "منظور آقایان خاتمی،موسوی،کروبی و ....." از بانیان سیستم تک صدایی حاکم در کشور بوده اند و چه بسیار جوانان متفکر و دگراندیش این سرزمین دردمند که توسط سیستم امنیتی تحت نفوذ اصلاح طلبان کنونی دستگیر،مجازات و سربه نیست شدند.به گواه تاریخ سی ساله اخیر این مملکت ایشان همواره مجیز گوی افعال و منش رهبر فقیدشان بوده اند.لیکن اکنون جهت تحکیم ژست آزادی خواهانه خود مجبور به تبری جستن یا اظهار بی اطلاعی از برخی از افعال ایشان شده اند.

بارها در همین وبلاگ گفته ام من استراتژی حضرات اصلاح طلب کنونی را شلوغ کردن به قصد گرفتن امتیاز از سیستم حاکمه می دانم و هیچگاه نمی توانم به صداقت آنان ایمان داشته باشم.ایشان تا زمانی که در بازی قدرت دارای مهره هایی بودند ساکت و به فکر امور خود بودند و اکنون که جایی در آبشخور قدرت و سرمایه این کشور ندارند به فکر اصلاح طلبی و آزادی اندیشه و عقیده افتاده اند.!!!!!

از بد حادثه به کجا به پناه آمده ایم!!!!!!!

|+| نوشته شده توسط هادی در بیست و پنجم مهر 1389  |
 در احوالات ایران و ایرانی

در این روزهای طاقت فرسا که کسب و کار ما نیز همانند خیلی های دیگر رونقی ندارد ، فرصتی شده تا بیشتر در دنیای سایبری باشم.وقتی تمام مسئولین کشور مدام از بی اثر بودن تحریم ها می گویند ، ما باید  شک کرده و بیشتر در اوضاع پیرامونمان دقت کنیم : برای چنین چیز بی فرجام و نتیجه ای"منظور تحریم های سازمان ملل و کشورهای دیگر" چرا اینقدر داد و فریاد می کنند؟

اصولا" در ایران هر وقت دیدید در مذمت و نکوهش کاری سخن می گویند باید در صداقت سخنرانان شک کرد.برای من و آنانیکه در صنف ما فعالیت می کنند که اوضاع بسیار پیچیده و قمر در عقرب است.بعد از سالها آبرو داری چند چک برگشتی و چند چک پشت باجه دارم که تمامی آنان را به امید وصول بخشی از مطالبات از شرکت های طرف قرارداد صادر کرده بودم.بدان اضافه کنید چند ماه حقوق عقب افتاده پرسنل زحمتکش که خجل هستم از رویشان.

اگر این اوضاع بد اقتصادی در پروژه های اجرایی این مملکت بدون هیچ دلیلی به وجود آمده ، پس شاید قوه درک مردم را به سخره گرفته اند؟اگر هم تحریم ها تا کنون بی اثر بوده و این همه مشکل رو دست مردم   مانده ، وای به روزی که این تحریم ها تاثیر بگذارد!!

اصولا" وقتی شما به مشکلی اعتراف نکنید در واقع صورت مسئله را پاک کرده اید.یک مسئول دلسوز و عاقل باید قبل از مردم به درد و رنج آنان احاطه داشته و سپس به فکر رفع آن باشد.

این چند خط را گفتم شاید سبک تر شوم.گرچه کجاست گوش شنوا.

|+| نوشته شده توسط هادی در بیست و پنجم مهر 1389  |
 مادران عزادار و نهادهای امنیتی ایران

بعد از کشتار و زندانی نمودن تعدادی از جوانان ایران در جریانات پس از انتخابات ریاست جمهوری ، تعدادی از مادران عزیز از دست داده یا زندانی طی حرکتی خودجوش " نمیدانم شاید هم غیر خودجوش" بر اساس الگویی که از سالها پیش در آرژانتین ، شیلی و چند کشور دیگر بکار گرفته شده بود با تجمع در پارک لاله تهران در پی استیفای حقوق خود و فرزندان خود بودند.

در برخی از موارد نیز با حضور و تجمع نیروهای امنیتی و خود سر !!!!"که معرف حضور همگان هستند" این تجمعات به آشوب  و  دستگیری مادران عزادار کشیده شد.

امروز خبری خواندم در خصوص دستگیری مادر جوانی بنام سعید زینالی :

http://www.roozonline.com/persian/news/newsitem/article////107/-e52bb8f614.html

آنچه از این خبر تاسف بار تر بود بی اطلاعی خانواده ای از سرگذشت فرزندشان پس گذشت بیش از 11 سال از مفقود شدنش توسط دستگاههای امنیتی ایران .در حالی که هر روز در دنیای مجازی کمپین برای حمایت از زندانیان سیاسی و غیرسیاسی تشکیل می گردد.نمیدانم چرا سالهاست هیچکس به فکر دادخواهی و پیگیری سرگذشت سعید زینالی و چند نفر دیگر از دانشجویانی که از بعد از جریان کوی دانشگاه مفقود شده اند ،نبوده و نیست.

شاید بین زندانیان و قربانیان جریانات سیاسی و غیر سیاسی نیز همانند خیلی جاهای دیگر ایران پارتی باید داشته باشی تا هر روز در دنیای واقعی و مجازی خبری از شخص انتشار یابد.نکند اینجا هم بحث خودی و غیر خودی وجود دارد!!!!

امیدوارم این غفلت من و شما از سرنوشت چند جوان که سالهاست خانواده آنان چشم انتظار خبری هستند را با تشکیل کمپین سرگذشت زندانیان سیاسی اخیر و گذشته که از محل بازداشت یا ... خبری نیست بتوانیم جبران کنیم.

|+| نوشته شده توسط هادی در بیست و دوم مهر 1389  |
 برای مردی که مردانه سخن گفت "سید علی صالحی"

در این وانفسای دعوای قدرت،زر و دلار ، جنبش سبز و ..... که هر کسی به فکر ره توشه ای برای دنیای خود است.در اوضاعی که مردم و جامعه در التهاب اثرات محسوس و نامحسوس طرح تحول اقتصادی و غیراقتصادی قیمت ارز و طلا و ....هستند.وقتی اغلب خبرها حول بازی فوتبال و زندانی سیاسی و غیرسیاسی دور می زند.خبری داشتیم از یک شاعر و نویسنده که همانند یک مرد از درد و رنج مردم سرزمینش سخن گفت .او مردانه در مقابل کسانی که او را مستحق دریافت جایزه ادبی شعر نیما دانستند از مردم و رنج و آلام آنان گلایه کرد. لینک منبع اصلی خبر:

http://aftabnews.ir/vdciq3azqt1au32.cbct.html

از گرسنگی و گرفتاری مردم سخن گفت و از دریافت جایزه اش امتناع کرد.من که بسیار رشک بردم به این مرد و مردانگی او.

برای من و امثال من که زندگی روزانه و روزمرگی شده عادت و دلخوش هستند به نق زدن در دنیای مجازی ، شاید جسارت و شجاعت این مرد "شاید بهتر است بگویم ابرمرد" بسیار جالب توجه و حسرت برانگیز بود.

به افتخار ایشان فقط باید بگویم : درود به شرفت که به خیلی ها یاد دادی مردی و مردانگی را.

|+| نوشته شده توسط هادی در شانزدهم مهر 1389  |
 به چه قیمتی !!!!!
از چند سال پیش خیلی از دلسوزان این مملکت به راهبران سیاست تذکر و اخطار دادند که روش و سلوک حضرات بدلیل دوری از تعقل و تدبیر لازم ، این نگرانی را به همراه داشته که با عناد و دشمنی با جهانیان نمی توان مصائب و مشکلات را حل کرد. ایران و ایرانی بدلیل اعمال این حضرات در بن بست قرار گرفته .از یک سو بدلیل شعارهای عوام فریبانه قدرت تعامل با دنیا را ندارند و از سوی دیگر تعقل لازم برای شناسایی ترفند های طرف های مقابل خود را ندارند.روش حرکت ایران دقیقا" تکراری از حرکات جنون آمیز صدام حسین است که قبل از جنگ با آمریکا با حرافی و عقده گشایی در صدد جلب توجه جهانیان بود در صورتیکه از فضای بسته سیاسی کشورش غافل مانده بود. من از متفکرین و روشنفکران این جامعه درخواست دارم برای جلوگیری از یک فاجعه انسانی و تاریخی به فکر باشند.نکند روزی متوجه شویم که دیگر راه بازگشتی برای ایران و ایرانی نمانده باشد.روش های آقای احمدی نژاد و همفکرانش تنها دادن بهانه است به دست کسانی که دوست ندارند ایرانی مقتدر و آزاد را در منظقه ببینند.
|+| نوشته شده توسط هادی در دهم مهر 1389  |
 قرارداد نمایشی فازهای باقیمانده پارس جنوبی

چند روز پیش آقای احمدی نژاد با صدور مجوزی خاص برای هیئت مدیره وزارت نفت و گاز جمهوری اسلامی ایران،اختیار لازم برای ترک تشریفات مناقصه و واگذاری انحصاری عملیات اجرایی و راهبری فازهای باقیمانده پارس جنوبی را در قالب یکی از بزرگترین قراردادهای تاریخ نفت و گاز در ایران به قرارگاه سازندگی خاتم النبیاء صادر نمودند.قراردادی که به واسطه استنکاف کشورهای خارجی از سرمایه گذاری و مشارکت در طرح های بلاتکلیف پارس جنوبی نمایشی مضحک بود برای دهن کجی به کشورهای خارجی.
این قرارداد گرچه بالفطره باعث ایجاد امید برای فعالین صنایع نفت و گاز و رونق کسب و کار در منطقه پارس جنوبی که طی سال های قبل پذیرای بسیاری از جوانان و صنعتگران این مرزوبوم بصورت مستقیم و غیر مستقیم بوده ، لیکن آنانی که مستقیما" دست اندرکار طرح ها بوده اند می دانند که قراردادی که از آن به عنوان بزرگترین قرارداد تاریخ ایران نام برده شده است هیچگونه پشتوانه علمی و مالی جهت اجراء و نداشته و ندارد.
پر واضح است که جمهوری اسلامی پس از چند سال رایزنی با کشورهای مختلف خارجی جهت جلب رضایت آنان برای سرمایه گذاری در طرح های بر زمین مانده تنها با هدف دهن کجی به کسانی که پس از سالها تردید در نهایت دستشان را در پوست گردو گذاشتند تن به این نمایش ساختگی داده است.سوال اصلی این است که منابع مالی لازم برای راه اندازی عملیات اجرایی طرح ها در کجا پیش بینی و چگونه تامین خواهد شد؟و اگر این منابع از داخل قابل تامین است چرا این همه سال منتظر حضور سرمایه گذاران خارجی بوده ایم؟
این قرارداد به زعم من نمایشی است خنده دار برای دهن کجی به آنانی که سالهاست راغب به سرمایه گذاری در ایران نیستند . اغلب فعالین صنایع مختلف کشور می دانند که دولت به واسطه عدم پرداخت دیون خود به بخش خصوصی که بنا بر اعلام منابع رسمی بالغ بر 50 میلیارد دلار (50 هزار میلیارد تومان)می باشد در حال سیه بخت نمودن بخش خصوصی نگون بخت می باشد.

چه بسیار طرح ها و پروژه های عمرانی و صنعتی که طی سال های اخیر به واسطه عدم تامین منابع مالی در حال دست و پنجه سر کردن با شرایط بد مالی یا توقف عملیات اجرایی بوده و هستند.برای مثال پالایشگاه بزرگ ستاره خلیج فارس که عملا" به یک پروژه در حال احتضار تبدیل شده است و بسیاری دیگر .....

اینگونه حرکات و نمایش های سیاسی از عالم دیپلماسی به بخش صنعت نیز سرایت نموده و من در تعجبم چگونه است در این سرزمین گل و بلبل!! هیچکس به فکر واقعیات نیست و در توهمات خود ساخته محصور و دلخوش هستیم.

|+| نوشته شده توسط هادی در یازدهم تیر 1389  |
 نا کارآمدی دیپلماسی و سیاست های هسته ای ایران

اواخر سال 1386بود که آقای احمدی نژاد با قیافه ای حق به جانب در هر جلسه و محفلی خبر از بسته شدن پرونده هسته ایران و جشن بزرگ هسته ای در فروردین ماه سال 1387 می داد.ایشان در این خصوص آنقدر با اعتماد به نفس و محکم صحبت می کرد و اسلاف خود را به مسامحه و عدم توانایی در جمع کردن موضوع متهم می نمود که امثال من که حسب عادت حداقل روزی یک بار اخبار کشورهای خارجی و استکبار جهانی !! را مرور می کنیم به سلامت ادراک خود شک می کردیم.

در حالی که البرادعی کماکان بر مواضع قبلی آژانس تأکید می کرد و بر تداوم مشکل ایران تأکید داشت عده ای خوش باور در داخل جشن بزرگ هسته ای را برگزار کردند.کم نبودند دلسوزان این مرز و بوم که با واقع بینی از عدم توانایی ایران در حل بحران و جمع نمودن موضوع صحبت کرده و مطلب می نوشتند.لیکن عده ای نابخرد آنان را به لغزش از اصول انقلابی و سرسپردگی به استکبار و امپریالیسم محکوم می کردند.بازار تصویب قطعنامه هم گرم بود.دولت آقای احمدی نژاد اگر هیچ منفعتی برای مردم نداشته و ندارد حداقل این ضرر بزرگ را داشت که راه تصویب قطعنامه های سنگین علیه ایران را هموار کرد.

اکنون پس از قریب پنج سال از دیپلماسی تحت حکومت آقای احمدی نژاد و رهبری ایران قطعنامه چهارم نیز دیروز 1389/03/19 در شورای امنیت با اکثریت آراء تصویب و عنقریب به مرحله اجراء گذاشته می شود.

در این اوضاع و احوالی که بیش از یک سال است که عملا" مسایل اقتصادی و مالی در قهقراء قرار گرفته و بدلیل محدودیت های قبلی بخش عمده ای از فعالیت های عمرانی و اجرایی کشور در صنایع نفت،گاز و پتروشیمی و .... متوقف گردیده است .من بیم دارم از روزی که با این اقدامات نسنجیده به مرز نفت در برابر غذا برسیم.حلقه محاصره به دور کشورمان هر روز تنگ تر می گردد و مردم خوش خیال ما درگیر خوشه بندی،طرح اصلاح اقتصادی،حذف یارانه ها،جنبش سبز و .... هستند و انگاری همه فراموش کرده اند که این روند اجماع جهانی بر علیه ایران دیگر تاب و توانی برای ایران و ایرانی باقی نخواهد گذاشت.

حضرات ،متولیان امور،مردم و .....:

این مسیر که ایران در آن پای گذاشته دقیقا" مسیری است که حدود ده سال پیش صدام حسین (دیکتاتور معدم عراق) بر آن گام نهاده بود.این راه به ناکجا آباد ختم خواهد شد.انرژی هسته ای که در شعارهای مردم به عنوان حق مسلم یاد شده و می گردد تبدیل شده به مسیری برای تسویه حساب با حکومت و اعمال فشار بیشتر به مردم بیچاره ایران.

لطفا" واقع بینانه به مسایل نگاه کنید و از این اوهام و شعارهای پوچی که به آن دل بسته اید خود و مردم ایران را رها کنید.

|+| نوشته شده توسط هادی در بیستم خرداد 1389  |
  فقر و مصیبت مردم ایران در غوغای سیاسیون

خبری دیدم از زوج جوانی با یک فرزند که بدلیل عدم استطاعت مالی در تهیه مسکن ، درخواست سرایداری یا نگهبانی محلی را در یکی از روزنامه  های کشور آگهی کرده بودند.(قصد داشتم تصویر آگهی را برای سهولت دستری بگذارم که بدلیل فیلتر بودن،سرعت کم و .... نشد که نشد)

شاید متن و مضمون دردآور این آگهی در مقابل مطالب مختلفی که در سطح جامعه شایع شده نظیر : فروش کلیه ، فروش اندام ،فحشاء ،اعتیاد، فقر و ..... معمولی به نظر برسد لیکن نکته تاسف بار این است که اینگونه مطالب و مسایل به سطح روزنامه های کثیرالانتشار و رسمی وارد شده است.در مملکتی که داعیه ام القری اسلام و دین محمد را آن هم از نوع اصلیش دارد ما و زعمای قوم را چه شده است؟در بلوای مسایل سیاسی و اقتصادی کشور هستند بسیاری خانواده ها محترم و آبرومند که بدلیل تنگدستی و فقر اقتصادی زیر بار مشکلات در حال اضمحلال و فروپاشی هستند.

اینکه چرا در حکومتی اسلامی آن هم از نوع شیعه علوی اینگونه مردم گرفتارمصیبت و فقر هستند خود بحثی مفصل است لیکن من قصدم از اشاره به موضوع از این باب است که : چگونه ما برای همه جهان دلسوزی می کنیم ولی برای هموطنان دردمند خود هیچکاری نکرده و نمی کنیم.چگونه است عده ای با سوءاستفاده از لباس دین و دینداری هر روز چاق تر و پولدارتر می شوند و در مقابل عده ای دیگر هر روز بدبخت تر و نحیف تر .   تصاویر لینک شده از بین هزاران عکسی که با موضوع فقر در دنیای سایبر دیدم انتخاب شده است.شاید تلنگری باشد به آنانی که در هیاهوی مسایل مختلف سیاسی از حال و احوال همسایه،همشهری و هم میهن تنگدست ولی شریف خود غافل هستند.

برای اینکه حالت شعاری مطلب نیز از بین برود با خود قرار گذاشته ام برای کارگاهی در دست تجهیز در شهرهای جنوب کشور حتی المقدور از این زوج جوان استفاده کنم.

امیدوارم هیچگاه ایران و ایرانی گرفتار رنج و فقر نگردد.امیدوارم مسئولین کشور بجای شعار ، شعور را سرلوحه قرار داده تا منبعد شاهد تنگدستی مردم شریف ایران نباشیم.

 

|+| نوشته شده توسط هادی در بیست و دوم اردیبهشت 1389  |
 حرف های ناگفته

جایی دیدم یا خواندم یادم نیست،ولی مضمونش این بود:

"وقتی برای نوشتن یا مطرح کردن نظری وقت بگذار که لااقل خودت مجاب شده باشی که حرف جدیدی برای گفتن داری."

معنی دیگر این جمله این است که وقتی حرف جدیدی نداری،وقتی چیزی برای اضافه نمودن به معلومات و اطلاعات دیگران نداری و .... ساکت باش و چیزی نگو.نمیدانم آیا این جملات برای من که سال هاست عادت کرده ام که دغدغه ها ،ناراحتی ها و ... را با نوشتن معالجه نمایم نیز نسخه ای قابل اعتناست؟نمیدانم.

لیکن مدت هاست مطالب وبلاگ بدلیل فیلتر شدن ، عدم اقبال خوانندگان اندک آن و ... نیز ره به حال خرابم نمی برد.اصولا" نوشتن من ظاهرا" چیزی برای افزودن بر این دنیا ندارد.شاید تصمیم بگیرم از این پس بیشتر بخوانم تا بنویسم.شاید در آینده حرف جدیدی برای گفتن داشته باشم.حرفی که ارزش مطرح کردن را داشته باشد.

اگر سری به وبلاگ زدید نظرتان را در خصوص مطالب وبلاگ صادقانه مطرح کنید.ممنون

|+| نوشته شده توسط هادی در شانزدهم اردیبهشت 1389  |
 تفسیر به رأی دین از دیدگاه خواجه نصیرالدین طوسی
سخنی حکيمانه از خواجه نصيرالدين: می دانی از بهر چیست که جماعت مسلمان از هر جماعت دیگر بیشتر گنه می کنند با آنکه دین خود را بسیار اخلاقی و بزرگمنش می دانند ؟

در خصوص مشکلات اخلاقی و اجتماعی موجود در سطح جامعه اسلامی ایران و دیگر جوامع مسلمان بسیار سخن گفته شده است.ادیبان،مصلحین و فلاسفه مسلمان در باب اخلاق مداری و بهبود روابط رساله ها و کتب بسیار نوشته اند.لیکن دغدغه بسیاری از افراد همانند این است که علیرغم آموزه های دین مبین چگونه است که اخلاقیات در جوامع اسلامی همواره در پایین ترین سطوح بوده است.
تا اینکه چند روز پیش جمله ای را خواندم به نقل از خواجه نصیرالدین طوسی که واقعا" بسیار دقیق و جامع به کنه و اساس مشکل جوامع اسلامی اشاره دارد.
لذا ضمن اضافه نمودن لینک مطلب اصلی از سایت اطلاعات.نت ،  متن را نیز در زیر آورده ام تا با کمی حوصله بخوانید و ببینید علت اصلی مشکلات مبتلا به جامعه نه در دین بلکه در تفسیر به رای دین توسط به اصطلاح دین مداران قبلی و کنونی می باشد.
http://ettelaat.net/10-april/news.asp?id=46204&sort=Religious
در تکمیل مطلب اصلی بسیار اما و اگرها میتوان اضافه کرد که .........

متن مطلب به نقل از اطلاعات.نت

  'خواجه نصیر الدین ' دانشمند یگانه ی روزگار در بغداد مرا درسی آموخت که همه ی درس بزرگان در همه ی زندگانیم برابر آن حقیر می نماید و آن این است :

در بغداد هرروز بسیار خبرها می رسید از دزدی , قتل و تجاوز به زنان در بلاد مسلمانان که همه از جانب مسلمانان بود . روزی خواجه نصیر الدین مرا گفت می دانی از بهر چیست که جماعت مسلمان از هر جماعت دیگر بیشتر گنه می کنند با آنکه دین خود را بسیار اخلاقی و بزرگمنش می دانند ؟

من بدو گفتم : بزرگوارا همانا من شاگرد توام و بسیار شادمان خواهم شد اگر ندانسته ای را بدانم .

خواجه نصیر الدین فرمود :
ای شیخ تو کوششها در دین مبین کرده ای و اصول اخلاق محمد که سلام خدا بر او باد را می دانی . و همانا محمد و جانشینانش بسیار از اخلاق گفته اند و از بامداد که مومن از خواب بر می خیزد تا شبانگاه, راه بر او شناسانده شده است
اما چه سری است که هیچ کدام از ایشان ذره ای بر اخلاق نیستند و بی اخلاق ترین مردمانند وآنکه اخلاق دارد نه از مسلمانی اش که از وجدان بیدار او است.

من بسیار سفرها کرده ام و از شرق تا غرب عالم و دینها و آیینها دیده ام .

از 'غوتمه ( بودا ) 'در خاورزمین تا 'مانی ایرانی' در باختر زمین که همانا پیروانشان چه نیکو می زیند و هرگز بر دشمنی و عداوت نیستند

آنها هرگز چون مسلمانان در اخلاقشان فرع و اصل نیست و تنها بنیان اخلاق را خودشناسی می دانند و معتقدند آنکه خود را بشناسد وجدان خود را بیدار کرده و نیازی به جزئیات اخلاقی همچون مسلمانان ندارد

اما عیب اخلاق مسلمانی چیست ای شیخ ؟
در اخلاق مسلمانی هر گاه به تو فرمانی می دهند , آن فرمان ' اما ' و ' اگر ' دارد .
در اسلام تو را می گویند :
دروغ نگو .... اما دروغ به دشمنان اسلام را باکی نیست
غیبت مکن ... اما غیبت انسان بدکار را باکی نیست
قتل مکن .... اما قتل نامسلمان را باکی نیست .
تجاوز مکن ... اما تجاوز به نامسلمان را باکی نیست .
و این ' اماها ' مسلمانان را گمراه کرده و هر مسلمان به گمان خود دیگری را نابکار و نامسلمان مي شمرد


|+| نوشته شده توسط هادی در بیست و نهم فروردین 1389  |
 12 فروردین 1358،روز انتخاب اسلامیت یا جمهوریت ایران

امروز مصادف است با سالروز انتخاب و رفراندم جمهوری اسلامی ایران.در این روز قریب 98% مردم ایران تحت تأثیر جوش و خروش ناشی از سرنگونی یک حکومت خودکامه و کاریزمای رهبری خودخواسته که به آنان وعده ایجاد یک زندگی آزاد ، راحت ،شرافتمندانه و ... تحت تعلیمات دینی و اسلامی را داده بود . با حضور در همه پرسی  جملگی به جمهوری اسلامی آری گفتند .نه یک کلمه بیشتر نه یک کلمه کمتر!!

در بحبوحة برگزاری انتخابات بودند معدود اشخاص و گروههایی از چپ و راست،کمونیست و مارکسیست ،مسلمان و غیرمسلمان و ... که فریاد می کردند ماهیت این انتخابات و آنچه می خواهد به رفراندم گذاشته شود برای ما و توده های مردم نامشخص و مبهم است.اصولا" ابتدا باید ساختار و اصولی که قرار است شالوده و بنیان جمهوری اسلامی بر آن استوار گردد روشن و تبیین نمایید تا ما و دیگران بتوانیم با دقت و بررسی بیشتر در این خصوص اعلام نظر نماییم.شاید بسیاری از جوانان امروز به یاد نداشته باشند حال و هوای آن روزهای جامعه ایرانی را.در محافل خانوادگی،اقتصادی و کاری مگر کسی می توانست در این خصوص اظهار نظر منفی کند.اغلب مردم تحت تأثیر شعارهای واهی و پوچ رهبران انقلاب در رویاهای خود ایرانی را با آبادانی و سرافرازی رویایی می دیدند.خمینی با قداست و محبوبیت عجیبی بر قلب های میلیون ها حکومت می کرد.مردم ایران با انزجار از شرایط آن روز به امید دستیابی به مدینه فاضله ای که خمینی و دوستانش وعده می دادند فریاد آری سر دادند. روشنفکران و منتقدان آن روز با برچسب طاغوتی و لامذهب مورد تخطئه و آزار و اذیت مردم در شهرها و ادارات قرار می گرفتند.لیکن در همان زمان عده ای از جوانان پرشور و انقلابی فریاد می کردند که  این انتخابات نمی تواند منجر به بروز و ایجاد حکومتی جمهوری + اسلامی  گردد که بسیاری از آنان جان بر سر آرمان های انقلابی و اصیل خود رد روزهای ابتدایی و بعدی فدا کردند.

من قصدم از این یادآوری نه نقد تاریخ بلکه بیشتر یادآوری این نکته هست که تصمیمات و انتخاب آن روز مردم ایران باعث بروز شرایطی گردیده که با گذشت بیش از 30 سال امکان تغییر یا حتی اصلاح آن بسیار سخت و سنگین هست.انتخاب جمهوری اسلامی از ابتدا اشتباهی تاریخی بود ناشی از بی اطلاعی و ذوق زدگی مردمی که سالها توسط حکومت ها و سلاطین به هیچ انگاشته شده بودند.اصولا" جمع بندی جمهوریت و اسلامیت در قالب یک حکومت بسیار بعید و محال هست.اسلام از آغاز خود مبتنی بود بر سروری و قیومیت عده ای با تقواتر و خداپرست بر عده ای ضعیف و مهجور.من نمونه ای را نیافتم از این مدینه فاضله ای که آقای خمینی در قالب جمهوری اسلامی برای ایجاد آن به مردم وعده داده بود.در اسلام نمونه ای ندیدم از اتکاء حاکم یا ولی مسلمین به آراء و نظرات مردم.اگر کسی سراغ دارد برایم بگوید تا روشن شوم.بسیاری از فقهاء اسلامی مراجعه به آرای مردم را فاقد وجاهت می دانند و معتقدند که حکام و فقهاء بهتر از عوام خیر و شر را تشخیص می دهند.و اصل ولایت مطلقه فقیه در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران خود مبین این موضوع است.

نسل کنونی که سر و دل به جنبش آزادیخواهی سپرده و در شرایط امنیتی و پلیسی ناشی از اعمال حکومت دلش برای ایرانی دمکراتیک می تپد قبل از هر چیز باید  تکلیف خود را با اصول و شرایط دینی و سنت های حاکم بر جامعه روشن نماید.نکند باز هم دلخوش به وعده و وعیدهای عده ای که خود را عاقل تر می دانند به عنوان جاده صاف کن قدرت مورد سوء استفاده قرار گیرند.گرچه با همه بدبینی و نومیدی معتقدم نسل جوان و روشنفکر کنونی با نسلی که در 30 سال پیش جمهوری اسلامی را انتخاب کردند قابل مقایسه نیستند.نسل کنونی با رشادت و آگاهی به تمام تاریک خانه های حکومت سرک می کشد و بابت هر قطره خونی که از بینی هم وطنش می ریزد حساس است و برای جان همنوعانش ارزش قائل هست.

|+| نوشته شده توسط هادی در دوازدهم فروردین 1389  |
 تا دیر نشده فکری بحال ایران کنید

مقاله یا بیانیه زیر را در جایی خواندم(سایت -ایران امروز) که  منصوب هست به تعدادی از منتقدین ملی -مذهبی که در ذیل مقاله می توانید امضاء ایشان را ببینید.بدلیل دیدگاه منتقدانه و ارائه دلایل و مستندات مختلف در تببین مسایل خیلی برایم جالب بود.اصولا" در ایران نقد کارشناسانه با شعارهای تبلیغاتی خلط گردیده و کم هستند مقالاتی از این دست که با استناد به آمار و غوروتفحص در مسایل مبتلا به جامعه دست به واکاوی آمار و ارقام بزنند.

به رسم امانتداری باید بگویم تنها " تا دیر نشده " را به تیتر مطلب اصلی افزوده و بدون هیچگونه دخل و تصرفی دیگری متن بیانیه و لینک آن را می گذارم.با حوصله بخوانید تا ببینید اوضاع و احوال چگونه هست و بکدام سوی رهسپاریم.

این هم لینک مطلب اصلی که من خوانده ام : جمعی از ملی‌مذهبی‌ها: فکری به حال ایران کنید

جمعی از ملی‌مذهبی‌ها: فکری به حال ایران کنید

چند ماهی است که فضای سیاسی، اجتماعی و اقتصادی کشور در بلاتکلیفی و بحرانی فراگیر به سر می‌برد. این بحران فزاینده، پس از انتخابات مسئله‌ساز اخیر پدید آمد. قسمت عمده‌ای از نخبگان فکری، سیاسی، اجتماعی، هنری، مذهبی و... ایرانیان (اعم از داخل و خارج از کشور)، با حمایت بخش قابل توجهی از افکار عمومی، به شدت به نتایج انتخابات معترض بودند و آن را با تخلف و تقلب همراه می‌دانستند. درخواست بررسی آنها با تحقیر و تهمت از سوی جناح غالب رو به رو شد و ادامه اعتراضات به حبس، حذف، خشونت، سرکوب و برخوردهای غیرانسانی با معترضین انجامید و شعله‌های بحران را برافروخته‌تر ساخت.

اما از قبل، این بحران ملی، بنا به ارزیابی‌های بخش عمده‌ای از نخبگان درون و بیرون حاکمیت و ایرانیان داخل و خارج از کشور ریشه در عملکرد تخریبی چهارساله دولت احمدی‌نژاد داشت. اینان، در دوران قبل از انتخابات، تداوم دولت احمدی‌نژاد را به علت عملکرد غیرکارشناسی و قانون‌گریزانه آن با ویرانی اقتصاد ملی و گسترش فقر روزافزون، افزایش شکاف طبقاتی، محدود شدن هر چه بیشتر آزادی‌های سیاسی و مدنی، تخریب منافع ملی، به مخاطره افتادن امنیت ملی به دلیل اتخاذ سیاست خارجی ماجراجویانه، تضعیف و تحقیر هویت ایرانیان در جهان، گسیختگی همبستگی ملی با عمیق‌تر کردن مرز خودی – غیرخودی در سطوح مختلف حتی در درون طیف‌های درون حاکمیت، می‌ دانستند.

گسترش این نگرانی‌های جدی که بخش اعظم افکار عمومی کشور در داخل و خارج را از طریق مطبوعات، سایت‌ها و وبلاگ‌ها و... فراگرفت، موج گسترده تغییرخواهی و مطالبه‌محوری را در جریان مبارزات انتخاباتی به وجود آورد.

|+| نوشته شده توسط هادی در یکم فروردین 1389  |
 چهارشنبه سوری و پیام نوروزی سال 1388

دو شب پیش چهارشنبه سوری بود.من بدلیل کاری مجبور شدم در ساعات اولیه شب بیرون باشم.در حین مراجعت به منزل در سطح شهر با گروههای مختلفی از مردم که دسته دسته در گوشه ای از خیابان یا پارک در حال آتش بازی ،ترقه بازی و ... بودند مواجه شدم.

بهتر بود اینطور شروع میکردم:

چند شب پیش پیامی دیدم از موسوی در خصوص چهارشنبه سوری و غلبه نور بر ظلمت  و از این جور چیزها.امشب هم پیامی دیدم از آقای موسوی و همسر محترمه ایشان بمناسبت نوروز.با اینکه قلبا" شجاعت و جسارت آنان را در به چالش کشیدن ارکان نظام و استقامتشان بر رأی و تفکرشان را ستایش می کنم.لیکن بدانان بعنوان بخشی از ارکان قبلی نظام ولایت مطلقه فقیه با تردید و دلشوره نگاه می کنم.

آقایان موسوی و کروبی به هنگام دریافت تأئیدیه شورای نگهبان التزام عملی خود به ولایت مطلق فقیه را گواهی و تصریح کرده اند.سالها با این مسایل مواجه و موافق بوده اند.حتی برای یادآوری به حضرات منتقد کنونی (خصوصا" آقای کروبی) باید پروسه عدم تصویب قانون مطبوعات مورد نظر مجلس ششم را که بنا به گفته صریح رئیس وقت مجلس آقای کروبی با حکم ولایی از دستور کار خارج شد متذکر شوم.

اصولا" این حضرات تا زمانی که صابون این ولایت مطلقه به تن ایشان نخورده بود برایش به به می کردند.مطمئنم اگر امروز یکی از این حضرات بجای ا.ن رئیس جمهور شده بود الان کفش های رهبر را هم واکس می زد.

داشتم در مورد چهارشنبه سوری و پیام نوروزی می گفتم:

باور بفرمایید این چهارشنبه سوری نه پیروزی بود برای جنبش تحول خواهی مردم و نه چیز دیگر.مردمی که هرساله برای بجا آوردن رسم سنتی به بیرون میرفتند امسال نیز همین کار را کردن آن هم با احتیاط و ترس بیشتر.این را برای کسانی نوشتم که خودشون و دیگران را با شعارهای پوچ و وسوسه انگیز ... به بیراهه می کشانند.

آقایان موسوی و کروبی اگر واقعا" منتقد این حکومت هستندباید تکلیف خود را با حکومت مبتنی بر ایدئولوژی دینی و مذهبی روشن کنند.نمی شود که هم خواهان دموکراسی باشی و از سوی دیگر به شریعت اصیل پایبند.باید نگاه و نگرش خود را به افکار و اندیشه های منتقد خود اصلاح کنند.

گرچه باز هم معتقدم اینان امتحان خود را پس داده اند.

 

((ما آزموده ایم در این شهر بخت خویش                         

                                        بیرون کشید باید از این ورطه رخت خویش))

 

|+| نوشته شده توسط هادی در بیست و هشتم اسفند 1388  |
 حواسمان باشد دوباره در دام نیافتیم

طی چند ماه گذشته از اعتراضات مردمی که با دستمایة تقلب در انتخابات شروع و به فراخور توقعات اقشار مختلف تا سطح تغییر ساختارهای حکومت ،آزادی های مصرح در قانون اساسی،منشور حقوق بشر و نیاز جامعه به تحمل افکار مختلف پیش رفت.هر گروه و شخصی بسته به سلایق شخصی و گروهی خود شعار و درخواستی منطقی و غیر منطقی را مطرح و بر حصول آن تأکید دارد(لااقل در دنیای سایبر)

در اینجا من بدنبال واکاوی علل تکثر این درخواستها نبوده و نیستم .لیکن آنچه مرا به نوشتن واداشت بازگو کردن مسایلی است که عدم توجه بدانان به زعم من ما را با استبدادی دیگر مبتلا خواهد ساخت.بسیار شنیده ام در انقلاب ۵۷ مردم ایران می دانستند که چه نمی خواهند ولی نمی دانستند چه می خواهند.گویی تاریخ در حال تکرار شدن هست.باز هم جامعه روشنفکر و ترقی خواه ایران دل بسته اند به کسی که در هر سخنرانی،بیانیه و .... لااقل چندبار پایبندی خود به اصول و شعائر دینی را در قالب قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران مورد تأکید قرار می دهد.قوانینی که در طی بیش از سی سال گذشته بجزء سیه روزی و بدبختی تفکر و اندیشه عایدی برای مردم نداشته است.اصولی که از زمان تصویب خود باعث عزلت و گوشه نشینی،زندان،تبعید و اعدام بسیاری از جوانان متفکر و اندیشمند این مرزوبوم گردیده و می گردد.

آقایان مخالف دولت دهم (ا.ن)که خود را هم اکنون لیدر و راهبر تحول خواهی مردم ایران می دانند از وجوه امتیاز و برتری خود را رجعت و نزدیکی بیشتر به آرمانهای رهبر فقید انقلاب اسلامی ۵۷ می دانند.رهبری که به مجرد پیروزی انقلاب تمام گروههای دگراندیش و منتقد را که درکنارش برای انقلاب سینه سپر کرده بودند را قلع و قمع نمود.رهبری که بسته به اعصاب و روحیه اش دستور قتل و اعدام می داد.اگر سرخوش بود با عطوفت سخن می گفت و اگر ناخوش در یک لحظه دستور اعدام حدود ۴۰۰۰ نفر از زندانیان سیاسی را صادر میکرد.

نمیدانم دلبستگی و دلدادگی به این امام و رهبر امتیاز است یا نه؟ولی این را خوب میدانم اصولا" منشور حقوق بشر،تحمل انتقاد،آزادی ادیان و سلایق ،حق بیان آراء و اندیشه ها و ..... نه در این حکومت دینی بلکه در هیچکدام از حکومت های ایدئولوژیک قابل دسترسی نمی باشد.و دلبستن به کسانی که تنها افتخارشان حضور ۳۰ ساله در مناصبی هست که جملگی در بروز وضع موجود تأثیرگذار بوده و هستند کاری هست عبث و بیهوده.

دوستان تا زمانی که مردم به این رشد و باروری فکری نرسند که حکومت دینی نسخه شفابخش این جامعه نیست .تا زمانی که پدران و مادران ما هر سال جملاتی تکراری در خصوص عصمت و طهارت اشخاصی که فقط تا ۱۴۰۰ سال پیش جرأت حضور در دنیا را داشتند میشنوند و بر سر و صورت خود می کوبند وضع همین هست که هست.

دلبستن به این حضرات نیز تنها باعث دور شدن و هرز رفتن توان و نیروی مردم در پیگیری مطالبات اصلی جامعه بوده و میباشد.

تمام

|+| نوشته شده توسط هادی در بیست و هشتم اسفند 1388  |
 نوروز 1389 هم فرا رسید

در این روزهای پایان سال که خیلی ها بفکر جنبش سبز،چهارشنبه سوری،اعدام های منتقدین،طرح تحول اقتصادی،بنزین مسافرت شب عید و خرید نیازهای خانواده برای سال جدید هستند.توی همین دور و بر ما عده ای هستند که با حسرت و نگرانی پایان سال را نظاره گر هستند.حسرت بابت نداشته هایشان و نگران از نیازهای معطل مانده خانواده شان.

با اینکه معتقدم حرکت اعتراضی مردم و منتقدین حکومت،خون های به ناحق ریخته شده،زندانیان سیاسی و ... به نوبه خود مهم و دارای ارزش هست.لیکن به زعم من مهم تر از همه مسایل جاری در جامعه توجه به همنوع و همدردی با آنانی است که در این مقطع زمانی نیاز به کمک و مساعدت ما دارند.

عزیزان در این ایام خشنود نمودن یک خانواده مستمند از هزاران بار مرگ بر .... و درود بر .... اثربخش تر هست.امیدوارم در این گیرودار مناقشات جاری در سطح جامعه دستگیری از نیازمندان فراموش نشود.

ممنون

|+| نوشته شده توسط هادی در بیست و دوم اسفند 1388  |
 عجب نوروزی شود-نوروز 1389؟؟!!

در تمام ایام سال مشکل اصلی امثال من عدم پرداخت بموقع دیون شرکت های دولتی و صورت وضعیت های معوقه است.اصولا" شرکت هایی که کار اجرایی و پیمانکاری می کنند عادت دارند به این بدحسابی ها،پشت هم اندازی ها،بهانه جویی ها و درخواست های نامشروع اشخاصی که باید کارهای مار را حسب وظیفه به انجام برسانند.

اینکه اینگونه مشکلات و دردسرها باعث بروز چه ناهنجاری های اخلاقی و اجتماعی می گردد موضوع بحث من نیست .لیکن به همین بسنده می کنم شرکت های خصوصی جهت پرداخت حقوق و مزایای پرسنل خود گاه مجبور می شوند حتی دنبال پول های افراد رباخوار،وام های بانکی با بهره بالا و فروش اموال و اثاثیه خود بروند. هدف اصلی آنان سرخ نگهداشتن صورت خود با سیلی و رفع و رجوع مشکلات اشخاصی هست که در کنار آنان شرافتمندانه مشغول انجام وظیفه هستند.

اما در سال جاری علاوه بر مشکلات متعارف که مختصرا" توضیح داده شد در پایان سال نیز تا هم اکنون که تنها ۱۰ روز تا تعطیلات پایان سال مانده است به هر یک از شرکت های طرف قرارداد که مراجعه می کنیم از نداری و بی پولی فریادشان بلند است.نمیدانم با این قحطی پول در بین شرکت های عموما" دولتی ،ما شرکت های خصوصی کوچک و ضعیف برای حل مشکلات پرسنل و خانواده های خود دیگر چه باید بکنیم.تقریبا" بیست روز پیش بود آقای بهمنی بسیار محکم و پرطمطراق از خزانه پر کشور و اعمال سیاست انبساطی پولی بانک مرکزی سخن می گفت.شاید منظورشان از رشد نقدینگی در جامعه طی ماههای جاری چیز دیگری جزء پرداخت تعهدات و دیون دولت به اشخاص حقیقی و حقوقی بوده است؟!

این چند خط را نوشتم تا بگویم صنعت گران و شرکت های کوچک خصوصی در پایان سال برای پرداخت تعهدات مالی و اخلاقی خود با مشکلات خردکننده ای دست به گریبان هستند.

امیدوارم دولت مهرورز!لااقل در پایان سال به فکر سیوروسات سفره های عید مردم باشد.من که به فکر هستم. امیدوارم حکام و مدیران دولتی نیز که داعیه حکومت صالحه و شیعه را دارند ،در قبال شرکت های طرف قرارداد خود مسئولانه تر برخورد کنند.

امیدوارم .... فقط .... تمام. 

|+| نوشته شده توسط هادی در نوزدهم اسفند 1388  |
 جنبش آزادیخواهی مردم و ظرفیت های اصلاحی جمهوری اسلامی

در این مقطع زمانی که هر کس نسخه ای به زعم خود شفابخش برای ایران و ایرانی صادر می کند و نوعی سرخوردگی و دلزدگی ناشی از برخوردهای امنیتی در بین منتقدین و دگراندیشان ایجاد شده است.حرف زدن از مبارزه ،حضور سبز مردم و تداوم جنبش آزادیخواهی باعث تکدر خاطر جوانان ،عوام و هر آنکس دل در گروی بهبود اوضاع بسته می گردد.

هر بار که سرگذشت خودم و دیگران را در این سی و یک سال بعد از انقلاب مرور می کنم ناخودآگاه بغضی خفته به حنجره و چشمم فشار می آورد.بیاد پدران و نزدیکانی می افتم که با امیدهای بسیار دل به انقلاب و انقلابی گری بستند و در این راه جانفشانی و تحمل ها کردند و انقلاب اسلامی سوار بر توسن احساسات مردم با تمسک به شعارهایی عامه پسند توانست بساط حکومتی خودکامه و دیکتاتور مآب را برچیند.اگر نقبی به گذشته بزنید شور و شعفی که مردم (عوام) در کوران مبارزات داشتن را مرور   کنیم ، می بینیم که تمام اقشار در کنار هم بدون تفاخر و تکبر شعار استقلال و ..... این مملکت را سر دادند.بعد از آن هم عده ای به عنوان مجریان این شعار بر اریکه قدرت و حکومت نشستند تا به شعارها و وعده های انقلاب جامه عمل بپوشانند.گذشت ایام و سرگذشت عوام نشان داد که بخش اعظم آن شعارهای وسوسه کننده و زیبا در دالان تاریخ انقلاب به فراموشی سپرده شد و بخشی دیگر نیز تفسیر به رآی گردید.مردمی که علاوه بر درد نان و آب غم برابری و عدالت داشتن متوجه حضور طبقه جدیدی از حکام و مسئولین گردیدند که با سر دادن شعارهای اسلامی و اخلاقی تبدیل به طبقه بورژوایی هستند که در تحت لوای دین و ایدئولوژی به تنها چیزی که عمل نمی کنند دین و اخلاقیات هست.

بارها طی سالهای گذشته در قالب حرکات و تحصنات اجتماعی و سیاسی کوچک و بزرگ به حاکمان تذکر داده شد که چشمان بیدار مردم شما را می بیند و انتظار دارد که به اصلاح امور بپردازید.دانشجویان ،اساتید و روشنفکران جامعه به عنوان پیشگامان و دیده بان عوام به جرم دگراندیشی و مستمسک دین و مذهب مورد شماتت و تخطئه قرار گرفتند.عده زیادی از جوانان و روشنفکران شجاع و مبارز تنها به جرم اندیشه ای مخالف با جریان حاکم زندانی ،تبعید و اعدام گردیدند و مردم شاهد تمام این مسایل بوده و هستند.

چند سال پیش مردی از دل حکومت با حرفهایی زیبا و عامه پسند به عرصه پا گذاشت تا با شعار اصلاحات اجتماعی و سیاسی به ایران و جهان ثابت کند که این حکومت اسلامی که قرار بود نمونه ای عملی از مدینه فاضله موعود اسلامی باشد ظرفیت های بکار نگرفته بسیاری دارد که با اجرای آنان امور اصلاح و در سرزمین امام موعود حرف های مخالف نیز شنیده و بکار گرفته خواهد شد.چه بسیار اشخاص نظیر من که خوش خیال بوده و هستند با شنیدن این حرف ها امیدوار شدن به اصلاح امور.اموری که مجریان آن خود در صدد اصلاح بر آمده بودند.!!!!

چند سال با این خیال خوش صبح و عصر دم کیوسک روزنامه ها و تلویزیون بدنبال اصلاح امور گشتم و گشتیم .هر روز خبری جدید بود از تشدید شرایط مستبدانه قبلی.هر روز سناریویی بود از بدعت و انحطاط در دین رسول آخر از سوی کسانی که تاب و تحمل هیچ انتقادی را نداشته و ندارند.کسانی که سال ها در پای منابر و خطابه ها حرف از حکومت عدل الهی و اسلامی می زدند،کسانی که رساله و کتب بسیار در باب آزادی ،حقوق انسانی و اجتماعی و .... نوشته بودن حالا خود در مقابل سوالات و ابهاماتی که مردم با آنان مواجه شده اند تاب و تحمل هیچ اظهار نظری را نداشته و ندارند.

دیگر بار بگیر و ببند ، باز هم تعدادی از جوانان متفکر،روشنفکر،دانشگاهی و .... دستگیر،زندانی،تبعید،اعدام یا فراری شدند.حکومتی که قرار بود با استناد به ظرفیت های قانونی و دینی خود اصلاح شود متأسفانه جری تر از گذشته سعی در ریشه کن کردن افکار و اندشه های انتقادی نمود.این داستان که نه ، این واقعیت و سناریوی تلخ برای ایران و ایرانی تا بدانجا پیش رفت که بعد از انتخابات اخیر عده زیادی از مردم با روش های مسالمت آمیز در ابتدا سعی کردن انتقاد و اعتراض خود را در قالب مطالبات انتخاباتی به نمایش در آورند.لیکن باز هم حکام نشسته بر سریر قدرت با بدترین نحو ممکن سعی در خاموش و خفه نمودن صدای منتقدان نمایند.کشتند،زندانی کردند،تنبیه و تعزیر کردند و ....

با پیگیری سیر وقایع چند سال گذشته و تحولاتی که طی روز های اخیر در بین منتقدین حکومت می بینم و می خوانم به این جمعبندی رسیده ام :

حکومت اسلامی ایران (نه جمهوری) هیچگونه علاقه و اشتیاقی در اصلاح و بهبود اوضاع سیاسی و اجتماعی نداشته و ندارد.اصولا" هیچ حکومت متکی به ایدئولوژی و مذهب خود را در خطا و معصیت نمی بیند.در ایران نیز امید به اصلاح امور از طریق تغییرات در ساختار ولایت مطلقه فقیه امیدی عبث و بیهوده است.لیکن دلیل اصلی بابت اینکه جریانات انتقادی و اصلاحی در ایران تا کنون منتج به تحصیل آزادی های سیاسی و اجتماعی نگردیده اینست که :

در جریانات اخیر و گذشته بخش اعظم مطالبات مطروحه در قالب شعارها و نقدها از سوی بخش روشنفکر،دانشگاهی،تکنوکرات و .... مطالبه شده است در صورتی که جنبش سبز یا هر حرکت که خواهان اصلاح و تغییر امور کشور هست می بایست به همراهی و همکاری عوام (توده مردم) تجهیز گردد.تا زمانی که مردم(عوام الناس) سطح مطالبات و توقعاتشان با قشر تحصیلکرده و منتقد حکومت فاصله داشته باشد اینگونه حرکات نتیجه لازم را در بر نخواهد داشت.مطابق الگوهای اجتماعی در هرم مازنو با شکل گیری انتظارات و حرکات در پایه هرم هست که نوک هرم به حرکت سر و شکل می بخشد ولی در ایران گویی بر عکس انتظارات و توقعات از بالای هرم به قاعده هرم در حال القاء می باشد.

|+| نوشته شده توسط هادی در هشتم اسفند 1388  |
 
 
بالا